۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۰, چهارشنبه

نظم نوین روحانیت در ایران
مهدی خلجی

کتاب حاوی 4 مقاله و پیشگفتار بلند است که نویسنده از سال 2003 تا کنون، گسترهی شناخت خود را از روحانیت در ایران منتشر کرده است. مهدی خلجی در پیشگفتار کتاب با طرح موضوع "روحانیت و دشواریهای پژوهش دربارهی آن" آغاز میکند، و گامی جسورانه در "راهی بلند و پایانناپذیر برای شناخت روحانیت در ایران" برمیدارد.

مقالات کتاب:
1- "نظم نوین روحانیت" که خواننده را با مسئله "روحانیت، مدرن شدن و قدرت" آشنا میکند و به بوروکراسی اقتدار امروزین روحانیت در ایران میپردازد.
2- "اتوبیوگرافی و حوزههای علمیه" که با نگاهی به کتاب "خاطرات مهدی حائری یزدی"، فقیه معاصر، به چراییِ "امتناع اتوبیوگرافی در حوزههای علمیه" و نقش مهم زبان در کنار عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در شکلگیری اقتدار روحانیت میپردازد.
3- "نقد درونی روحانیت: رسالهای در سکولاریسم" که خواننده را با نقد شیخ ابراهیم زنجانی، مجتهد و مبارز مشروطیت و نماینده دورهی اول تا چهارم مجلس شورای ملی ایران نسبت به نهاد روحانیت، ولایت فقیه و حوزههای علمیه و به ویژه منابع درآمد روحانیت آشنا میسازد.
4- "آخر زمان، چونان گفتاری سیاسی"، عنوان تازهترین مقالهی نویسنده است و در آن با نگاهی به عقاید مهدیباورانه و بشارت پایان جهان در سنت شیعی، به خطر رادیکال شدن سیاست مذهبی جمهوری اسلامی ایران و جریان تحت رهبری احمدینژاد که خود را زمینهساز ظهور مهدی معرفی میکند میپردازد.

مهدی خلجی، پژوهش‌گر الاهیات و سیاست اسلامی و نیز تحلیل‌گر مسائل ایران و شیعه در خاورمیانه است. وی از سال 2005 مقیم واشنگتن، آمریکاست و با موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک/The Washington Institute for Near East Policy همکاری دارد.

نسخه پی دی اف کتاب نظم نوین روحانیت در ایران با اجازه مولف و برای استفاده دوستان داخل ایران به صورت رایگان منتشر شده است. لطفا افرادی که در خارج از کشور زندگی می کنند، برای پاسداشت حقوق مولف کتاب را از طریق سایت انتشارات آیدا یا آمازون خریداری کنند.
http://aidabook.de/node/191

لینک دانلود:
http://www.mediafire.com/?rj6ijr850d7izbm
یا
http://s3.picofile.com/file/7366005692/The_New_Order_of_the_Clergy_in_Iran1.pdf.html


گزیده ای از متن کتاب:
آیت الله خمینی بعداً از مثلث فقیه- سلطان- مردم، رأس سلطان را حذف می کند و با نظریه ولایت فقیه، جای سلطان را به خود فقیه می دهد. عملی شدن این ایده سرآغاز تحولی بزرگ در روحانیت است. حوزه، دارای "نظمی نوین" می شود.
پایه های "نظم نوین روحانیت" در دوران شیعه ی پهلوی ریخته شده است. در این دوران است که روحانیت سلسله مراتب می یابد، نظم آموزشی پیدا می کند، عنوانی برای یک صنف و شغل می شود، حیطه این شغل مشخص می شود و تلاش هایی می شود برای تبدیل دین به نوعی ایدئولوژی مدرن که بتواند با دیگر ایدئولوژی های مدرن رقابت کند. به تدریج معلوم می شود که سرمایه نمادین دینی تا چه حد تبدیل پذیر به سرمایه ی اقتصادی و قدرت سیاسی است. بازار عرضه و تقاضا مشخص می شود.
روحانيت در ايرانِ سه دهه‌ی گذشته، نقش معرفتی سنتی خود را کاسته و بيشتر در خدمت حکومت، به «ضراب‌خانه‌»ی سکه‌ی ارزش مذهبی برای داد وستد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بدل شده است
روحانیت جدید درایران دیگر متولی انحصاری «امر مقدس» نیست؛ جمهوری اسلامی درمقام حکومتِ سیاسی خود تدبیر و اداره‌ی امر مقدس رابه دست گرفته واز روحانیت درمقام مهم‌ترین نهاد یاری‌دهنده و وابسته به حکومت بهره می‌گیرد.
آيت الله خمينی، روحانی‌ای بود که از درون نظامِ سنت سربرآورد و و در پی انقلاب سی سالِ پيش، آن را سراپا باژگون کرد. روحانيت جدید، در بسياری از شکل و شمايل خود، شايد آن چيزی نبود که بنيان‌گذار جمهوری اسلامی خودآگاهانه در پی تکوين آن برآمد، اما يک‌راست از درون مناسبات سياسی و اقتصادی برآمده از انقلاب و نظريه‌ی ولايتِ مطلقه‌ی فقيه سرکشيد. شاید این طنز تاریخ باشد که پایان‌ قاطعانه‌ی سنت در ایران نه به دست نیروهای سکولار یا پادشاهی تجددگرا که به دست روحانی‌ای صورت بست که خود از دل سنت زاده شده بود. بدین معنا، انقلاب ایران بیش از آن‌که شورشی علیه تجدد باشد، گسستی بنیادی از سنّت بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر