۱۳۹۱ خرداد ۱, دوشنبه

اطلاعیه
مفتخرم که چهارمین کتاب الکترونیکی از ترجمه های استاد بهروز تورانی به نام " مرد سوم" را به اعضای باشگاه ادبیات تقدیم کنم. این کتاب برای اولین و آخرین بار در مهرماه 1360 منتشر شده و اینک پس از سه دهه، نسخه الکترونیکی این کتاب نایاب در اختیار دوستداران ادبیات قرار می گیرد.
جناب تورانی در اقدامی فرهنگی و قابل ستایش، حقوق باز نشر الکترونیکی نزدیک به 50 کتاب خود را به شکل اختصاصی به باشگاه ادبیات هدیه کرده اند. ضمن اعلام مراتب سپاس گزاری خود و تمامی اعضای باشگاه از این اقدام سخاوتمندانه، برای ایشان شادکامی، تندرستی و کامیابی روزافزون آرزو می کنم.
* * * * * * *
مرد سوم
نوشته گراهام گرین
ترجمۀ بهروز تورانی
طراح روی جلد مصطفی اسدالهی
چاپ و پخش انتشارات پای ژه
http://www.mediafire.com/?yf0gn7thfz4ddlh
*******
از متن کتاب

هری صورتش را به شیشه تکیه داد. یک ضربه..."تو از راه نوشتن داستان وسترن سالیانه چقدر درآمد داری، پیرمرد؟"
-"هزار پوند"
-"تازه از آن مالیات کسر می شود. من سی هزار پوند بدون مالیات درمی آورم. حالا اینطور مد است. این روزها کسی با معیارهای انسانی فکر نمی کند، پیرمرد. دولت ها اینطور نیستند. پس ما چرا باید اینطور باشیم؟ آنها از خلق و پرولتاریا حرف می زنند و من از آدم های کودن. هر دویش یکی است. آنها برنامۀ پنج ساله دارند. من هم دارم"
-"تا به حالا بیمارستان کودکان را دیدی؟ هیچ کدام از قربانی هایت را دیده ای؟"
هری به منظرۀ پایین که در آن همه چیز کوچک بود نگاهی کرد و خودش را از دم در کنار کشید و پرسید: "قربانی ها؟ اینقدر احساساتی نباش، رولو. آن پایین را نگاه کن". بعد در حالی که به مردمی که پای چرخ و فلک مثل مگس های سیاه به نظر می رسیدند، اشاره می کرد، ادامه داد: "واقعاً اگر یکی از آن نقطه ها برای همیشه متوقف شود، احساس ناراحتی می کنی؟ اگر من به تو بگویم برای هر نقطه ای که متوقف شود بیست هزار پوند به تو می دهم، واقعاً تو، پیرمرد، به من می گویی پولم را برای خودم نگهدارم یا اینکه فوراً به این فکر می افتی که چندتا از آن نقطه ها را می توانی از بین ببری؟ آن هم بدون مالیات بردرآمد، پیرمرد. بدون مالیات بر درآمد" و بعد همان لبخند کودکانه و موذیانه اش را زد و گفت:"این روزها این تنها راه پول درآوردن است"
- "تو یک کاتولیک بودی"
-"اوه، من هنوز هم ایمان دارم، پیرمرد. به خدا و ترحم و همه این چیزها ایمان دارم. من با کارهایی که می کنم به روح هیچ کس صدمه نمی زنم. مرده ها خوشبخت ترند. آنها چیز زیادی از دست نمی دهند"
*******
داستان مرد سوم ابتدا توسط خود گراهام گرین به شکل فیلمنامه نگاشته شد و بعدها به صورت کتاب درآمد. کارول رید در سال 1949 فیلم نوآری به همین نام و بر اساس فیلمنامه گرین ساخت که جوزف کاتن، اورسون ولز، تره ور هاوارد و آلیدا والی نقش های اصلی آن را بازی کرده بودند. فیلم مرد سوم در همان سال برنده جایزه بزرگ فستیوال کن شد و سپس جایزه بهترین فیلم بریتانیایی را از مراسم بفتا به چنگ آورد. و سرانجام یک سال بعد برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری سیاه و سفید/رابرت کراسکر و نامزد بهترین کارگردانی و تدوین شد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر