۱۳۹۱ شهریور ۱۴, سه‌شنبه

سخنی با هموندان
در آینده ای بسیار نزدیک، باشگاه ادبیات دو ساله خواهد شد. قصدم ارائه گزارش سالانه نیست، ولی ظاهراً برخی از دوستان روش مرا در اداره باشگاه نمی پسندد. در طول این مدت نه چندان کوتاه، اداره این باشگاه و در حقیقت کتابخانه و انتشارات اینترنتی، زمان و هزینه بسیاری از من گرفته است. تهیه کتاب، گرفتن اجازه از پدیدآورنده، آماده سازی نسخه الکتریکی و انتشار آن مستلزم ساعت ها کار بوده و از آن مهم تر اداره محیطی که هزاران انسان با هزاران سلیقه متفاوت دستاوردهای باشگاه را با هم قسمت می کنند.
بدیهی است اداره هر جمعی نیازمند تدوین اصولی است که از سوی همگان پذیرفته و اجرا شود. کاری که در ماه های اولیه با همفکری اعضا محدود آن زمان(کمتر از هزار نفر) انجام شد. قرار این بود که هر کس دوستی را به عضویت باشگاه در می آورد، اطلاعیه قوانین حداقلی را برایش ارسال کند. ولی با تغییر شکل فیس بوک این کار ادامه پیدا نکرد. بنابراین بارها آگهی داده و اعضا تازه وارد را به خواندن اطلاعیه تشویق کردیم.
به دفعات گفتیم که باشگاه کتاب هر چند در محیط فیس بوک قرار دارد، اما فوروم مجازی نیست. یعنی محلی برای جدل اعضا از طریق انتشار پست یا کامنت نیست. باشگاه کتاب یک کتابخانه مجازی برای تقسیم داشته های اعضا با یکدیگر است. ولی با وجود رسیدن اعضا به 15 هزار نفر، هنوز موسس باشگاه و تعدادی از دوستان او داشته های خود را در اختیار خیل انبوه هموندان می گذارند. و در پاسخ آنچه دریافت می کنند، فقط انتقاد درباره نحوه مدیریت باشگاه و انتساب دیکتاتور منشی و ایجاد فضای استبدادی است.
برخی کار را به آنجا رسانده اند که مرا متهم می کنند به اینکه کامنت های دوستان خود را حفظ و کامنت های دیگر اعضای نه چندان سرشناس را حذف می کنم. لازم است به دوستان بگویم: اگر دوستان نزدیک من نیز بر خلاف آنچه در قوانین ابتدایی باشگاه قید شده، مبادرت به نوشتن کامنت کنند، حذف می شود. تعداد این موارد اندک نیست، و خواهش می کنم خود این دوستان ماجرا را شرح دهند.
در اطلاعیه قوانین حداقلی شرح داده شده که از گفت و گوی جدی میان اعضا درباره کتاب و مولف و مترجم استقبال می کنیم. چند نفر از دوستان نیز برگه هایی ایجاد کرده و آغازگر این گفت و گوها شدند که متاسفانه فرجام خوشی نداشت. اما به ورطه فراموشی سپرده نشده و در آینده بار دیگر توسط دیگر دوستان صاحب نظر و علاقمند پیگیری خواهد شد.
ولی اینک می خواهم یک بار دیگر به هموندان عزیز اعلام کنم:
امیر عزتی یک نفر بیش نیست. زمان، بودجه، توان جسمی و روحی محدود دارد. بدیهی است که نتواند هزاران انسان با هزاران منش و سلیقه متفاوت را از خود و رفتارش خشنود سازد. بدون شک مدیریت من عاری از سهو و خطا نیست. انتقاد می تواند وارد باشد، اما هر متهمی را مطابق قوانین باید با در نظر گرفتن پیشینه و دلایل مخففه به جزای متناسب با آن بزه محکوم کرد، نه بیشتر!
کدامیک از شما حاضر بود و هست که روزانه بیش از ده ساعت خود را وقف کار رایگان به منظور گسترش کتابخوانی کند؟ کدامیک از شما حاضر است هزاران یورو را صرف خدمت به دیگران کند و توقع حتی تشکر هم نداشته باشد؟ کدامیک از شما حاضر است مسئولیت پاسخ گویی به این همه انسان را بپذیرد و خود را آماج گوشه و کنایه هایشان نماید؟
اگر چنین فرد یا افرادی در باشگاه حضور داشته باشند، با کمال میل حاضرم سکان اداره این کشتی را به آنان بسپارم و زندگی آرام و بی دغدغه ای در پیش گیرم. اما همت اعضای باشگاه فقط و فقط در ارائه پیشنهاد یا ارسال درخواست خلاصه شده است و بس! زمانی که برای گسترش کار باشگاه و در راستای تحقق اهداف آن دست کمک به سوی این جمعیت عظیم دراز کردم-تاکید می کنم برای باشگاه، نه شخص خودم- حتی یک درصدشان به ندای من پاسخ مثبت ندادند. ظاهراً انتقاد و نصحیت ارزان که خیر، رایگان است و کم زحمت تر از صرف نظر کردن از پول یک وعده غذا و اهدای آن به باشگاه!
تصور کنید اگر فقط نیمی از این 15 هزار نفر، هر کدام به اندازه یک وعده غذای حاضری مانند پیتزا، از مبلغی معادل 10 هزار تومان(4 یورو یا 5 دلار) صرف نظر کرده و آن را به باشگاه هدیه می دادند، چه کارها که نمی شد با آن انجام داد!
یکی از این کارها مطابق آنچه در مصاحبه ها و اطلاعیه ها اعلام کردم، می توانست صرف خرید حقوق برخی کتاب های چاپ شده در خارج از ایران و حتی چاپ نشده شود تا به رایگان در باشگاه انتشار یابد. هم مولف یا مترجم دستمزدی اندک دریافت کرده و به ادامه کار خویش دلگرم شود، هم کتاب های بسیار شانس انتشار بیابند و کتابخوان ها نیز به وصال نوشته هایی گرانقدر نائل شوند. کاری که با وجود دریافت نکردن کمک های شما به آرامی و سرعتی اندک در حال اجراست. اما زمانه، زمانۀ سرعت است. اگر با شتاب تغییرهای تکنولوژیک و سرعت زندگی مدرن همگام نشویم، مانند سده های گذشته، همه چیز برای ما ایرانی ها دیر اتفاق خواهد افتاد.
هم اکنون یکی از ایرادهایی که به کار باشگاه می گیرند، رعایت نکردن حقوق مولف یا مترجم و ناشر است. بیایید کمی منصف باشیم، جدا از آنچه درباره حقوق پدیدآورندگان کتاب در اطلاعیه قوانین حداقلی گفتیم، باشگاه ادبیات تنها-تاکید می کنم، تنها- کتابخانه مجازی است که بسیاری از مولفان و مترجمان حقوق انتشار یا بازنشر الکترونیکی آثارشان را به آن هدیه کرده اند.
http://www.facebook.com/groups/BashgaheKetab/doc/399773726736360/
برخی از دوستانی که در باشگاه هستند، می توانند شهادت دهند که برخی کتاب هایشان قبلاً در فضای اینترنت بدون رخصت منتشر شده بود و برای بازنشرشان در باشگاه از آنان تقاضای اجازه کردم. در طول دو سال گذشته دو مورد اعتراض نیز داشتیم که در هر دو مورد و با وجود اینکه تهیه کننده و عرضه کننده انحصاری کتاب مورد نظر نبودیم، به احترام صاحب اثر آن را حذف کردیم.

و متاسفم که به اطلاع شما برسانم، توش و توان من در حال کاهش است. نه فقط از خرده گیری های بی مورد دوستان، یا همراهی نکردن شما اعضای محترم، یا اتهام هایی که بی هیچ مطالعه ای نثار من و کاری که آغاز کرده ام می شود، بلکه به خاطر این که من هم انسانی هستم متشکل از پوست، گوشت، استخوان و عصب که آستانه تحملی دارد و توش و توان معینی که هر لحظه می تواند به آخر برسد!
آخرین مورد این حملات، مطلبی با عنوان "دست های آلوده" است که مهدی یزدانی خرم در نشریه آسمان منتشر کرده و با وجود اشاره به اینکه اجازه برخی نوشته ها اخذ شده، به راحتی از کنار این موضوع و خدمات باشگاه در راه مبارزه با سانسور و گسترش کتابخوانی گذشته و فقط و فقط به دلیل بازنشر لینک کتاب هایی که در بسیاری وبلاگ ها و سایت ها وجود دارد و مسئولیت مستقیمی بابت انتشارشان به ما وارد نیست؛ کار مرا وقیحانه، خودم را قطاع الطریق و در جایی دیگر دزد با چراغ، و باشگاه ادبیات را خانه ای جعلی اعلام کرده است.
بنابراین از پدیدآورندگان کتاب که در باشگاه حضور دارند و بر من منت نهاده و اجازه بازنشر الکترونیکی آثارشان را به رایگان در اختیار من قرار داده اند، همچنین اعضایی که یقین دارند کاری که می کنیم امری فرهنگی است نه اقتصادی(چون تا این لحظه درآمدی از این راه کسب نکرده ام و آنچه بوده فقط هزینه بوده و بس!) خواهشمندم پاسخ چنین اشخاصی را بدهند. تمام سعی من بر این بوده تا کتاب هایی که در بازار ایران موجود است، کمتر در باشگاه معرفی شود، مگر در مواردی که مراد ما دستیابی کتابخوان های ایرانی در خارج از کشور به آن کالای فرهنگی بوده. هم در اطلاعیه قوانین حداقلی و هم در دیگر اطلاعیه ها تاکید کرده ایم: " باشگاه ادبیات توصیه می کند بجای دانلود کتاب آن را خریداری کنید" و هنوز به این گفته اعتقاد داریم، به همین خاطر باشگاه کتاب راساً فقط اقدام به تهیه نسخه الکترونیکی کتاب ها یا نشریاتی می کند که یا قوانین مولفین و مصنفین بر آن مترتب نیست یا موفق به اخذ اجازه از مالک حقیقی یا حقوقی آن شده است.
امیدوارم خوانندگان این درد دل با دقت مفاد آن را در نظر گرفته و مرا از نظرات خویش محروم نکنند. من تمام آن چیزی را که روحیه ایرانی نامیده می شود، می شناسم و درک می کنم. حسادت ها و تنگ نظری ها، خرده گیری ها و اشکال تراشی ها و سنگ اندازی ها را می فهمم، ولی می خواهم باشگاه ادبیات را مصداق گفته یکی مشاهیر بدانم که چهار دهه قبل، در مقدمه یکی از کتاب هایش چنین نوشته بود:
"دوست دارم این کتاب را به آنهایی تقدیم کنم که خود کاری نمی کنند، و از اینکه دیگر کاری کند، آزرده خاطر می شوند".
باشگاه ادبیات با این هدف تاسیس شده که بر خلاف دیگر پیشگامان همسو شدن با پیشرفت های تکنولوژیک در عرصه کتابخوانی با حفظ حقوق پدیدآورندگان کتاب سهمی در پیشبرد آگاهی و دانش پارسی زبانان کند. امیدوارم توان ادامه این راه را از من سلب نکنند، آرزو می کنم انبوه اعضای این محفل فرهنگی بر سعه صدر خود بیفزایند و با شراکت در یک عمل فرهنگی جمعی روحیه دموکراتیک خود را به منصه ظهور برسانند. و از صمیم قلب می خواهم با خرید و خواندن کتاب نه فقط آینده صنعت نشر را تضمین کنید، بلکه با یاری اندیشه های پاک نهفته در بطن کتاب ها، آینده ای بهتر برای خود و میهن مان بسازید.
امیر عزتی- موسس و مدیر باشگاه ادبیات
چهارم سپتامبر 2012
 
نوشته آقای یزدانی خرم را در این نشانی می توانید مطالعه کنید:
http://amirezati.persiangig.com/YazdaniKhorram.jpg
نشانی ایمیل آقای یزدانی خرم:
yazdanikhorram@gmail.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر