۱۳۹۲ فروردین ۱۲, دوشنبه


برای اولین بار روی وب

لحظه های کوتاه، اندیشه های بلند
مجموعۀ گفت و گوهای فریدون گیلانی
با
ژوزئه دو کاسترو، گوستاو ولاگوس، گلدن گیت، کنستانتین ویرژیل گئورگیو، کارل هتش، مصطفی رحیمی، کالین چوا، بیوک آقا حسین اوف، پیتر بروک، اتکی موبومونا، علی اصغر حاج سیدجوادی و یرژی گروتوفسکی
http://www.mediafire.com/?6793gp6h9lv1o32
هدیۀ مولف به باشگاه
به زودی کتاب های نایاب دیگری از فریدون گیلانی به شکل اختصاصی توسط باشگاه بازنشر خواهد شد.

برای اولین بار روی وب

لحظه های کوتاه، اندیشه های بلند 
مجموعۀ گفت و گوهای فریدون گیلانی 
با 
ژوزئه دو کاسترو، گوستاو ولاگوس، گلدن گیت، کنستانتین ویرژیل گئورگیو، کارل هتش، مصطفی رحیمی، کالین چوا، بیوک آقا حسین اوف، پیتر بروک، اتکی موبومونا، علی اصغر حاج سیدجوادی و یرژی گروتوفسکی
http://www.mediafire.com/?6793gp6h9lv1o32
هدیۀ مولف به باشگاه
به زودی کتاب های نایاب دیگری از فریدون گیلانی به شکل اختصاصی توسط باشگاه بازنشر خواهد شد.
یاد داشتی بر نسخه الکترونیکی « لحظه های کوتاه ، اندیشه های بلند »

دوست عزیزی که به جای « منهدم کردن » ، یا به رسم رایج « انکارکردن » ، به « ماندن » فکر می کند ، کتاب سال 1349 من با عنوان « لحظه های کوتاه ، اندیشه های بلند » را ، پس از 43 سال که گمان ک
نم حتی از سن خود او هم بیشتر باشد ، به صورت نسخه ای الکترونیکی تنظیم کرده و با موافقت خود من به وب سایت باشگاه ادبیات سپرده و آن را در اختیار خود من هم قرار داده است . (قابل توجه دوست عزیزی که شعر بلند « پا در رکاب خویش » مرا به آلمانی ترجمه کرده و در آمازون برای فروش گذاشته ، اما آن را حتی به خود من هم نمی فروشد ! )

کسانی که در روزهای اول قیام ضد سلطنتی به « کمیته مشترک عملیات ضدخرابکاری » رفته بودند، به من که آن زمان در روزنامه کیهان می نوشتم ، خبردادند که انباری از این کتاب را ، با بسیاری از کتاب های دیگر ، در « انبار » « کمیته مشترک عملیات ضد خرابکاری » حکومت پهلوی دوم دیده اند که لابد به خاطر علاقه فراوان بازجویان ایشان به خوردن کتاب بوده است !

نسخه هائی از این کتاب هم ، مثل کتاب ها و نوشته های منتشر نشده و شده ی دیگر، که من خود در خانه داشتم ، در روز دستگیری من به وسیله صاحبان جدید آن « کمیته » که برادران پاسدار بودند ، به غارت رفت . یعنی که من حتی یک نسخه از این کتاب و کارهای دیگرم را که به غارت رفته اند ، در اختیار ندارم و حضرات هر دو حاکمیت چنان حریص کتاب میل می فرموده اند !

به هرصورت ، از امیر عزتی جوان پرشور و آگاهی که « باشگاه ادبیات » را با رفقایش راه انداخته و نمی گذارد « کار » « اهل کار » پامال بی خردان شود ، بی نهایت خشنودم و خشنودتر خواهم بود که بتوانند با همه کارهای من که به مردم تعلق دارند ، چنین کنند . این کارها ، اجازه نمی خواهد . کار ما و کار « کار » های ما ، از این حرف ها گذشته است .

فریدون گیلانی
دوازدهم فروردین ماه 1392

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر