۱۳۹۲ آذر ۳۰, شنبه


هدیۀ ویژۀ شب یلدا

باشگاه ادبیات منتشر کرد

چای و دل‌سوزی
نمایشنامه
رابرت اندرسون
ترجمۀ محمود گودرزی

دربارۀ نویسنده
رابرت وودراف اندرسون ( تولد ٢٨ آوریل ١٩١٧ ، نیویورک- فوت ٩ فوریۀ ٢٠٠٩) نمایشنامه نویس، فیلمنامه نویس و تهیه کننده تئاتر آمریکایی.
وی در آکادمی فیلیپ اکسیتر تحصیل کرد و درآنجا عاشق زنی مسن تر شد؛ اتفاقی که بعدها مبنای نمایشنامۀ چای و دلسوزی شد. سپس به دانشگاه هاروارد رفت و تا پایان دورۀ لیسانس خود را در آنجا گذراند.
شهرت اندرسون بیشتر مدیون نمایشنامۀ چای و دلسوزی است. این نمایش ابتدا در ١٩۵٣ در برادوی روی صحنه رفت. در ١٩۵٦ کمپانی مترو گلدن مایر با شرکت دو بازیگر اصلی نمایش- دبرا کِر و جان کِر - نسخۀ سینمایی آن را تولید کرد.
اثر بعدی او می دونی وقتی شیر آب بازه صدای تورو نمی شنوم-چهار نمایش کمدی تک پرده ای- در سال ١٩٦٧ در نیویورک به اجرا درآمد و ٧٠٠ شب ادامه یافت. از دیگر نمایشنامه های موفق وی در برادوی می توان به شب ساکت، شب خلوت(١٩۵٩) و هرگز برای پدرم آواز نخواندم(١٩٦٨) اشاره کرد.
اندرسون همزمان به نوشتن فیلمنامه نیز پرداخت. تا وقتی بادبان برافرازند(١٩۵٧)، داستان راهبه/نامزد اسکار بهترین فیلمنامه(١٩۵٩) و دانه های شن(١٩٦٦)  محصول همین دوران است. از دیگر کارهای وی می توان از نمایش تلویزیونی پرده آخر تکنوازی است(١٩٩١)، رمان های بعد(١٩٧٣) و بلند شدن و به خانه رفتن(١٩٧٨) نام برد.
اندرسون در ١٩٤٠ با فیلیس استول ازدواج کرد. این ازدواج تا زمان مرگ فیلس در ١٩۵٦ دوام یافت. سپس در ١٩۵٩ با ترزا رایت -بازیگر-ازدواج کرد. آن دو در سال ١٩٧٨ از هم جدا شدند.
اندرسون که در هفت سال پایانی زندگیش دچار آلزایمر شده بود، در سال ٢٠٠٩ در خانه اش واقع در منهتن بر اثر ذات الریه درگذشت.