۱۳۹۳ خرداد ۲۸, چهارشنبه

به زودی
باشگاه ادبیات منتشر می کند

در گذشتن از میان ِ پیکره ها
نوشتۀ میثم علی مددی


از درگاه غسّالخانه که بگذری، تا برسی به واقعیتِ عریانِ سدر و تنظیف و کافور، می توانی تمام زندگی ات را مرور کنی. انتهای کار، بی بازگشت؛ آسوده و آرام؛ رهاشده از درد هفت بندی که با نوای نی بندبند نمی شوند؛ یک نفس از ایستگاه آخر دربند، توچال. دری نیست که بسته شود و صدایی نیست جز شّرهٔ آب و شیون، و گل نسترن که هیچ، دیگر نمی توانی برگردی گل خرزهره بچینی (گل های کاغذی لای کتاب، استکانی های کنار ظرفشویی، فراموشم نکن های لب پنجره، شیپوری های روی میز و گلدان بگونیای همیشه گلدار کنار در همه به کنار و حسرت چیدن گل خرزهره به کنار)، حسرت چیدن شاخه ای از آن بوتهٔ انبوهِ پشتِ پیچِ کوچهٔ باغ انگوری دو قدم مانده به میدان اعدام (شبِ باغ انگوری صبح می شود و دیدنی نیست فرود آوردن نعشی که زیر پایش خالی شده و دست و پایی زده تا عریضه و میدان هر دو خالی شود؛ امّا گلی به گوشهٔ جمالت که جلوتر نیامدی)، بی بتّه ها دور تا دور مجسّمه و میان پرهیب سیاهی، سفید و خاکستری گوشهٔ میدان پا به پا می کردی و ردّ نگاهت پیدا نبود (امّا سیب گلو می گفت که نفس هایت شمرده نیست، درست مثل نگار وقتی که کابوس می دید و بین خواب و بیداری ناله می کرد) و نردبان که تکان خورد، سر تکان دادی و شاخهٔ نسرین از پشت گوشت افتاد و سیاهی سفید و خاکستری دور و دورتر شد. دست تکان نداده کجا می رفتی؟


هم یان
ویژۀ زندگی و آثار و.م.آیرو(وریا مظهر)
به کوشش پیمان وهاب زاده
با آثاری از: هادی ابراهیمی، کیامرث باغبانی، اعظم حسینی، علیرضا زرین، بابک غفاری، ریبوار کریمی، وریا مظهر، منتانو، نانام، علی نگهبان، حسین نوش آذر، مهدی نوید، پیمان وهاب زاده
http://ketabkhanehjadid.files.wordpress.com/2014/06/varyamazhar2.pdf
نسخه سبک تر برای کاربران داخل ایران
http://ketabkhanehjadid.files.wordpress.com/2014/06/varyamazhar1.pdf